ویدیوها ، تصاویر و مقاله های ابراهیم حقیقی

این مجموعه با هدف ثبت وقایع و انعکاس قابلیت ها ، مسائل و زیبایی های اطراف گردآوری شده است

مستند صوتی شنود

  • ۲۳

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم

قسمت دهم

قسمت یازدهم

قسمت دوازدهم

قسمت سیزدهم

قسمت چهاردهم

قسمت پانزدهم

قسمت شانزدهم

پرسش و پاسخ
قسمت 1

پرسش و پاسخ
قسمت 2

پرسش و پاسخ
قسمت 3

پرسش و پاسخ
قسمت 4

پرسش و پاسخ
قسمت 5

پرسش و پاسخ
قسمت 6

پرسش و پاسخ
قسمت 7

منبع: وب سایت aminikhaah.ir

چرا حق با علی (علیه السلام) است

  • ۲۵

همه ما کم و بیش تاریخ اسلام را خوانده یا شنیده ایم . اگر به دور از حب و بغض و بی طرفانه به آن چه در منابع معتبر اسلامی آمده است رجوع کنیم به این جمع بندی خواهیم رسید که حق با علی علیه السلام است و با تحریف و تضییع این حق چه جفایی در حق اسلام و مسلمین شده است.
دوره کودکی و نوجوانی: بر کسی پوشیده نیست که مربی و پرورش دهنده این فرزند ابوطالب که مولود کعبه است کسی جز محمد امین پیامبر برگزیده خدا نبود . و محیط و اطرافیان به اذعان علما و اندشمندان نقش بسزایی در شکل گیری شخصیت و تربیت اجتماعی کودکان دارند. از اتفاقاتی که در همین دوره نوجوانی علی علیه السلام افتاد بعد از بعثت پیامبر گرامی اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) دعوت خویشاوندان به اسلام بود که به یوم الانذار معرف است . آیه «وَاَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الاَْقْرَبِینَ»؛ «و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن». و این که در این دعوت ها چه اتفاقی افتاد را می دانید و از بین 40 نفر بزرگان قریش و اقوام و خویشان در برابر دعوت پیامبر که شهادت به یکتایی خداوند و رسالت وی به عنوان پیامبر بود هیچ کس دم بر نیاورد و تنها کسی که به این دعوت لبیک گفت علی بود. که پیامبر(صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) به او فرمود:
«اِجْلِسْ فَاَنْتَ اَخِى وَوَصِیّى وَوَزِیرِى وَوارِثى وَخَلِیفَتِى مِنْ بَعْدِى».«بنشین که تو برادر من و وصىّ من و وزیر و وارث و جانشین من بعد از من هستى».
یکی دیگر از دلایل محکم بر اثبات ایمان و محبت علی (علیه السلام) به پیامبر به جریان لیلة المبیت بر می گردد شبی که سران کفر هم قسم شدند به صورت گروهی پیامبر را به قتل برسانند و اگر ایثار و از جان گذشتگی علی (علیه السلام) نبود سرنوشت اسلام نامعلوم بود. این واقعه را کمتر مسلمانی است که نشنیده باشد یا انکار کند و به تعبیر بسیاری از علما آیه وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَمَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ[بقره 207]و بعضی از مردم از جان خود در راه رضای خدا درگذرند؛ و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است. را در شآن امیرالمومنین علی (علیه السلام) می دانند.
حدیث منزلت روایتی که جایگاه امام علی(علیه السلام) را نسبت به پیامبر اکرم(صلّى اللّه علیه و آله و سلّم)، همانند جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی معرفی می‌کند. این حدیث از احادیث مشهور نبوی و مورد قبولِ عالمان شیعه و اهل سنت است. عالمان شیعه به این حدیث برای اثبات جانشینی حضرت علی(علیه السلام) پس از پیامبر و نیز برتری موقعیت ایشان بر دیگر اصحاب استدلال می‌کنند. از نظر عالمان شیعی این حدیث متواتر است.
این حدیث در مناسبت‌های مختلف از پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) شنیده شده که مهم‌ترین آن‌ها در جنگ تبوک است. مشهورترین نقل‌ این حدیث آن است که پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) خطاب به علی (علیه السلام) فرمود: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود.»
در کلام بزرگان اهل سنت می خوانیم شجاعت حضرت علی (علیه‌السّلام): رویارویی علی (علیه‌السّلام) با قهرمانان عرب در جنگ‌ها و کشتن بزرگان مشرکان، متواتر است تا آنجایی که رسول خدا در جنگ احزاب در باره ایشان فرمود: ضربت علی در خندق برتر از عبادت جن و انس است. و جنگ‌های ایشان در خیبر و غیر آن متواتر است.
وچه فضیلتی بالاتر از این که بر طبق آیه مباهله به حکم خدا، امیرالمؤمنین علیه ‏السلام، نفسِ پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله است. «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ».[آل عمران 61]
و در آخرین سال عمر شریف پیامبر گرامی اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) و در حجة الوداع و غدیر چه اتفاقی افتاد. زمان، بعد از مراسم حج زمانی که جمعیت عظیم حاجیان به وطن برمی گردند و مکان ، محلی در 200 کیلومتری مکه چهار راهی که محلی تفلیک و جدا شدن مسافران به جهت های مختلف بود . به کسانی که از این محل عبورکرده بودند دستور باز گشت دادند و منتظر ماندند تا بقیه هم برسند. مگر چه خبر است که باید حجاجی که بی صبرانه عازم وطن و دیدار خانواده هایشان هستند را معطل کنند.باید خبر مهمی باشد. وقتی همه جمع شدند از جحاز شتران سکویی ساختند و پیامبر گرامی اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) بعد از نماز ظهر پیام الهی را ابلاغ کردند. در این خطبه بعد از اعلام آخرین سال عمرشان از دو یادگار گرانبها (قرآن و عترت) یاد کردند و ... دست علی (علیه السلام )را بالا بردند و گفتند هر کس من مولای اویم علی مولای اوست و برای علی و دوست داران او دعا کردند و در حق دشمنانش نفرین.

اللَّهُمَّ أَحْیِنِی عَلَى مَا أَحْیَیْتَ عَلَیْهِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ أَمِتْنِی عَلَى مَا مَاتَ عَلَیْهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ الْسَّلامُ.

جهت های مهم مذهبی در خانیک

  • ۲۰

قبله (خانه کعبه )

حرم امام حسین (ع)

حرم امام رضا (ع)

 

تصویر جهت قبله در قنات های بکری بالا ،کلاته،گوده و آبدریک

  • ۳۳

تصویر جهت قبله در قنات بکری بالا

چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام

  • ۱۷۳

چهل حدیث از امام حسن عسکری (ع)
     
قالَ الاِْمامُ الْعَسْکَرى(علیه السلام):


1- پرهیز از جدال و شوخى
«لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاؤُکَ وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْکَ.»:
جدال مکن که ارزشت مىرود و شوخى مکن که بر تو دلیر شوند.

2- تواضع در نشستن
«مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّى یَقُومَ.»:
هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.

3- هلاکت در ریاست و افشاگرى
«دَعْ مَنْ ذَهَبَ یَمینًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِىَ یَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْى وَ إِیّاکَ وَ الاِْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّیاسَةِ، فَإِنَّهُما یَدْعُوانِ إِلَى الْهَلَکَةِ.»:
آن که را به راست و چپ رود واگذار! به راستى چوپان، گوسفندانش را به کمتر تلاشى گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش کرده و سخن پراکنى کنى و در پىریاست باشى، زیرا این دو، آدمى را به هلاکت مىکشانند.

4- گناهى که بخشوده نشود
«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا تُغْفَرُ : لَیْتَنى لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراکُ فِى النّاسِ أَخْفى مِنْ دَبیبِ الَّنمْلِ عَلَى الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِى اللَّیْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»:
از جمله گنـاهانى کـه آمرزیده نشود ایـن است که [آدمى ] بگوید: اى کاش مرا به غیر از این گناه مؤاخذه نکنند. سپس فرمود: شرک در میان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهانتر است.

5- نزدیکتر به اسم اعظم
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَیْنِ إِلى بَیاضِها.»:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از سیاهى چشم به سفیدىاش نزدیکتر است.

6- دوستى نیکان و دشمنى بدان
«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضیلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَیْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْىٌ عَلَى الْفُجّارِ.»:
دوستى نیکان به نیکان، ثوابست براى نیکان. و دوستى بدان به نیکان، فضیلت است براى نیکان. و دشمنى بدان با نیکان، زینت است براى نیکان. و دشمنى نیکان با بدان، رسوایى است براى بدان.

7- سلام نشانه تواضع
«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلى کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»:
از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او مىگذرى، و نشستن در پایین مجلس است.

8- خنده بیجا
«مِنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْکُ مِنْ غَیْرِ عَجَب.»:
خنده بیجا از نادانى است.

9- همسایه بد
«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأى حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأى سَیِّئَةً أَفْشاها.»:
از بلاهاى کمرشکن، همسایه اى است که اگر کردار خوبى را بیند نهانش سازد و اگر کردار بدى را بیند آشکارش نماید.

10- پندى گویا و جامع
«أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دینِکُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله علیه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذا وَرَعَ فى دینِهِ وَ صَدَقَ فى حَدیثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قیلَ: هذا شیعِىٌ فَیَسُرُّنى ذلِکَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا زَیْنًا وَ لا تَکُونُوا شَیْنًا، جُرُّوا إِلَیْنا کُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا کُلَّ قَبیح، فَإِنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ کَذلِکَ.»:
لَناحَقٌّ فى کِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهیرٌ مِنَ اللّهِ لا یَدَّعیهِ أَحَدٌ غَیْرُنا إِلاّ کَذّابٌ. أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّیْتُکُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُکُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکُمْ السَّلامَ.»:
شما را به تقواى الهى و پارسایى در دینتان و تلاش براى خدا و راستگویى و امانتدارى درباره کسى که شما را امین دانسته ـ نیکوکار باشد یا بدکار ـ و طول سجود و حُسنِ همسایگى سفارش مىکنم. محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)براى همین آمده است. در میان جماعت هاى آنان نماز بخوانید و بر سر جنازه آنها حاضر شوید و مریضانشان را عیادت کنید. و حقوقشان را ادا نمایید، زیرا هر یک از شما چون در دینش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مىشود: این یک شیعه است، و این کارهاست که مرا خوشحال مىسازد. تقواى الهى داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بکشانید و همه زشتى را از ما بگردانید، زیرا هر خوبى که درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوریم. در کتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پیامبر خداست و خداوند ما را پاک شمرده، احدى جز ما مدّعى این مقام نیست، مگر آن که دروغ مىگوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ کنید و زیاد قرآن را تلاوت نمایید و زیاد بر پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) سلام و تحیّت بفرستید. زیرا صلوات بر پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ کنید و شما را به خدا مىسپارم، و سلام بر شما.

11- اندیشه در کار خدا
«لَیْسَتِ الْعِبادَةُ کَثْرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فى أَمْرِ اللّهِ.»:
عبادت کردن به زیادى روزه و نماز نیست، بلکه [حقیقتِ] عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

12- پلیدى خشم
«أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ کُلِّ شَرٍّ.»:
خشم و غضب، کلید هر گونه شرّ و بدى است.

13- ویژگى هاى شیعیان
«شیعَتُنا الْفِئَـةُ النّاجِیَةُ وَالْفِرْقَةُ الزّاکِیَةُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَى الظَّلَمَةِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَیَفْجُرُ لَهُمْ یَنابیعُ الْحَیَوانِ بَعْدَ لَظْىِ مُجْتَمَعِ النِّیرانِ أَمامَ الرَّوْضَةِ.»:
پیروان ما، گروه هاى نجات یابنده و فرقه هاى پاکى هستند که حافظان [آیین] مایند، و ایشان در مقابل ستمکاران، سپر و کمککار ما [هستند]. به زودى چشمه هاى حیات [منجىِ بشریّت] بعد از گدازه توده هاى آتش! پیش از ظهور براى آنان خواهد جوشید.

14- ناآرامى کینه توز
«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»:
کینه توز ، ناآرامترینِ مردمان است.

15- پارساترین مردم
«أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَى الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَکَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ.»:
پارساترین مردم کسى است که در هنگام شبهه توقّف کند. عابدترین مردم کسى است که واجبات را انجام دهد. زاهدترین مردم کسى است که حرام را ترک نماید. کوشننده ترین مردم کسى است که گناهان را رها سازد.

16- وجود مؤمن
«أَلْمُؤْمِنُ بَرَکَةٌ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَى الْکافِرِ.»:
مؤمن براى مؤمن ،برکت و بر کافر، اتمام حجّت است.

17- محصول اعمال
«إِنَّکُمْ فى آجال مَنْقُوصَة وَ أَیّام مَعْدُودَة وَ الْمَوْتُ یَأْتى بَغْتَةً، مَنْ یَزْرَعْ خَیْرًا یَحْصِدُ غِبْطَةً وَ مَنْ یَزْرَعْ شَرًّا یَحْصِدُ نِدامَةً، لِکُلِّ زارِع ما زَرَعَ لا یُسْبَقُ بَطىءٌ بِحَظِّهِ، وَ لا یُدْرِکُ حَریصٌ ما لَمْ یُقَدَّرُ لَهُ، مَنْ أُعْطِىَ خَیْرًا فَاللّهُ أَعْطاهُ، وَ مَنْ وُقِىَ شَرًّا فَاللّهُ وَقاهُ.»:
شما عمر کاهنده و روزهاى برشمرده اى دارید، و مرگ به ناگهان مىآید، هر کس تخم خیرى بکارد به خوشى بِدْرَوَد، و هر کس تخم شرّى بکارد به پشیمانى بِدْرَوَد. هر که هر چه بکارد همان براى اوست. کُندکار را بهره از دست نرود و آزمند آنچه را مقدرّش نیست در نیابد، هر که به خیرى رسد خدایش داده، و هر که از شرّى رهد خدایش رهانده.

18- شناخت احمق و حکیم
«قَلْبُ الأَحْمَقِ فى فَمِهِ وَ فَمُ الْحَکیمِ فى قَلْبِهِ.»:
قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست.

19- تلاش براى رزق مقدّر
«لا یَشْغَلْکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.»:
رزق و روزىِ ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد.

20- عزّتِ حقگرایى
«ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزیزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إِلاّ عَزَّ.»:
هیچ عزیزى حقّ را رها نکند، مگر آن که ذلیل گردد و هیچ ذلیلى به حقّ نیاویزد، مگر آن که عزیز شود.

21- دوست نادان
«صَدیقُ الْجاهِلِ تَعَبٌ.»:
دوست نادان، مایه رنج است.

22- بهترین خصلت
«خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَىْءٌ: أَلاِْیمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِْخْوانِ.»:
دو خصلت است که بهتر و بالاتر از آنها چیزى نیست:ایمان به خدا و سود رساندن به برادران.

23- نتیجه جسارت بر پدر
«جُرْأَةُ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ فى صِغَرِهِ تَدْعُوا إِلَى الْعُقُوقِ فى کِبَرِهِ.»:
جرأت و دلیرى فرزند بر پدرش در کوچکى، سبب عاقّ و نارضایتى پدر در بزرگى مىشود.

24- بهتر از حیات و بدتر از مرگ
«خَیْرٌ مِنَ الْحَیاةِ ما إِذا فَقَدْتَهُ أَبْغَضْتَ الْحَیاةَ وَ شَرُّ مِنَ الْمَوْتِ ما إِذا نَزَلَ بِکَ أَحْبَبْتَ الْمَوْتَ.»:
بهتر از زندگى چیزى است که چون از دستش دهى، از زندگى بدت آید، و بدتر از مرگ چیزى است که چون به سرت آید مرگ را دوست بدارى.

25- وابستگى و خوارى
«ما أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.»:
چه زشت است براى مؤمن، دلبستگى به چیزى که او را خوار دارد.

26- نعمت بلا
«ما مِنْ بَلِیَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فیها نِعْمَةٌ تُحیطُ بِها.»:
هیچ بلایى نیست، مگر این که در آن از طرف خدا نعمتى است.

27- اکرام بدون افراط
«لا تُکْرِمِ الرَّجُلَ بِما یَشُقُّ عَلَیْهِ.»:
هیچ کس را طورى اکرام مکن که بر او سخت گذرد.

28- ارزش پند پنهان
«مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَدْ زانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَةً فَقَدْ شانَهُ.»:
هر که در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر که آشکارا برادرش را پند دهد او را کاسته.

29- تواضع و فروتنى
«أَلتَّواضُعُ نِعْمَةٌ لا یُحْسَدُ عَلَیْها.»:
تواضع و فروتنى، نعمتى است که بر آن حسد نبرند.

30- سختى تربیت نادان
«رِیاضَةُ الْجاهِلِ وَ رَدُّ المُعْتادِ عَنْ عادَتِهِ کَالْمُعْجِزِ.»:
پرورش دادن نادان و ترک دادن معتاد از عادتش، مانند معجزه است.

31- شادى بیجا
«لَیْسَ مِنَ الأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الَْمحْزُونِ.»:
اظهار شادى نزد غمدیده، از بىادبى است.

32- جمال ظاهر و باطن
«حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالُ ظاهر، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالُ باطِن.»:
صورت نیکو، زیبایى ظاهرى است،و عقل نیکو، زیبایى باطنى است.

33- کلید تمام گناهان
«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فى بَیْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْکَذِبَ.»:
تمام پلیدى ها در خانه اى قرار داده شده و کلید آن دروغگویى است.

34- چشم پوشى از لغزش و یادآورى احسان
«خَیْرُ إِخْوانِکَ مَنْ نَسِىَ ذَنْبَکَ وَ ذَکَرَ إِحْسانَکَ إِلَیْهِ.»:
بهترین برادران تو کسى است که خطایت را نادیده گیرد و احسانت را یادآور شود.

35- مدح نالایق
«مَنْ مَدَحَ غَیْرَالمُسْتَحِقِّ فَقَدْ قامَ مَقامَ المُتَّهَمِ.»:
هر که نالایقى را ثنا گوید، خود در موضعِ اتّهام قرار گیرد.

36- راه دوست یابى
«مَنْ کانَ الْورَعُ سَجِیَّتَهُ، وَ الْکَرَمُ طَبیعَتَهُ، وَ الْحِلْمُ خُلَّتَهُ کَثُرَ صَدیقُهُ.»:
کسى که پارسایى خوى او، و بخشندگى طبیعت او، و بردبارى خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند.

37- انس با خدا
«مَنْ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.»:
کسى که با خدا مأنوس باشد، از مردم گریزان گردد.

38- خرابى مناره ها و کاخ ها
«إِذا قامَ الْقائِمُ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَنائِرِ وَ الْمَقاصیرِ الَّتى فِى الْمَساجِدِ.»:
هنگامى که قائم(علیه السلام) قیام کند، دستور به خرابى مناره ها و کاخ هاى مساجد دهد.

39- نماز شب، سیر شبانه
«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا یُدْرَکُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّیْلِ.»:
وصول به خداوند عزّوجلّ، سفرى است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.

40- ادبى بسنده
«کَفاکَ أَدَبًا تَجَنُّبُکَ ما تَکْرَهُ مِنْ غَیْرِکَ.»:
در مقام ادب براى تو همین بس که آنچه براى دیگران نمیپسندى، خود، از آن دورى کنى.

برگرفته از http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=47
 

ارادت مردم خانیک به خاندان نبوت

  • ۳۲

ارادت به خاندان نبوت

عشق و ارادت مردم به پیامبر رحمت صلی الله و علیه و اله و خاندان مطهرش در این دیار سابقه ای طولانی دارد. و به لطف و عنایت الهی گذر ایام نه تنها از این ارادت و محبت نکاسته که افزونتر هم شده است. از دیر باز مردم زحمت کش این روستا به مصداق روایتی از امام صادق علیه السلام(رحم الله شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا وعجنوا بماء ولایتنا یحزنون لحزننا ویفرحون لفرحنا
خدا شیعیان ما را رحمت کند که از زیادی طینت ما آفریده شده اند و با آب ولایت ما عجین گشته اند و در ایام حزن ما محزون و در ایام سرور ما شادمان هستند) و در راستای ماندگار کردن این امر مقدس به وقف قسمتی از مال و دارایی خود به این منظور پرداختند چون تنها دارایی مردم ا ین منطقه آب قنوات و اراضی کشاورزی بوده دهها ساعت آب از قنات های روستا وقف این امور گردیده است که نگاهی به موارد مصرف آن حائز اهمیت است.

مسجد(4مورد)ـ قرآن خوانی(3مورد)ـ حقوق موذن ـ امام جماعت ـ روضه خوانی و تعریه سید الشهدا (10مورد) ـ تعمیرات حسینیه ـ اطعام عزادران ـ عزاداری در اربعین ـتعمیرات ، سوخت و روشنایی حمام (4مورد) ـ مترددین ـ توزیع حنــا در عید غدیر (2مورد) ـ ساخت آب انبار و ...

چند مورد از موقوفات فوق مربوط به دو سال گذشته می باشد که بنوعی احیاء سنت پسندیه وقف در این روستا می باشد. جالب این که مردم در قدیم با دقت و حساسیت خاصی به این موقوفه ها می پرداختند و در حفظ آن کوشا بودند . یکی از بزرگان نقل می کند وقتی با خیش زمینی وقفی را شخم می زدند برای این که مال وقفی وارد مال و زمین آنها نشود حتی خیشی که با آ« زمین را شخم زده بودند آب می کشیدند

محرم در خانیک.

در دهه ی اول محرم هر شب مراسم روضه خوانی و سینه زنی برگزار می گردد. و از روز ششم تا روز عاشورا علاوه بر شب ها در روز نیز مراسم تعزیه برقرار است و ظهر ها از عزاداران پذیرایی می گردد که معمولا از نذورات مردم است و دامداران هرساله گوسفند هایی را برای این ایام نذر می کنند . در روز عاشورا این عزاداری به اوج خود می رسد و از صبح مردم در مرکز روستا و جلو مسجد حضور یافته و عده ای به آماده کردن نخل مشغول می شوند . یکی از سنت های قدیمی در روز عاشورا حرکت دادن نخل است مردم برای آماده کردن نخل طناب و نخ و پارچه و ... آورده و تعدادی از مردان با تجربه به طناب پیچی و مستحکم نمودن نخل و پوشش آن با پارچه اقدام می کنند. چوتن قرار است مسیری طولانی را بر روی دوش جوانان طی کند.

در این روز افراد به یاد امواتشان از عزاداران پذیرایی می کنند یکی با نان یکی با نان و ماست و ....

قبل از نماز ظهر نوحه خوانی و سینه زنی و سخنرانی و نماز جماعت ظهر عاشورا اقامه می شود و مردم در حالی که آقایان نوحه خوانی و سینه زنی در جلو نخل وخواهران نیز در عقب نخل به سوی امام زاده و گلزار شهدا که در قله جنوبی روستا واقع است حرکت می کنند که بلند کردن نخل با مراسم خاص چاووشی همراه است و جوانان قوی یا حسین یا حسین گویان نخل را بحرکت در می آورند.

وقتی به قله و محل بارگاه امام زاده رسیدند یک بار دور ساختمان امازاده طواف کرده و نخل را به جوار مزار شهدا منتقل و در آنجا زمین می گذارند. و همه به طور دسته جمعی بر مزار شهدا حضور یافته و سخنرانی و مرثیه سرایی و فاتحه خوانی برای شهدا انجام می گیرد و هیات سینه زنی به صورت منسجم و همراه با نوحه خوانی و سینه زنی بر مزار اموات جدید که از محرم سال قبل تا این روز به دیار باقی شتافته اند حاضر شده و فاتحه می خوانند و در ادامه همه در داخل بارگاه امام زاده گردهم آمده و ضمن عزاداری به زیارت امامزاده و نماز خواندن می پردازند. این روز روستا بیشترین جمعیت را در طی سال در خود دارد چرا که همه ی

خانیکی ها از اقصی نقاط کشور خود را به موطن خود می رسانند و طبق سنت قدیمی فاتحه خوانی برای اموات و پخش نذورات بر سر مزار آنان وبرای آمرزش اموات صورت می گیرد. پس از پایان فاتحه خوانی هیات عزاداری آماده بازگشت به روستا می شود آوای چاووشی اعضا را به سمت نخل می خواند و نخل به حرکت در آمده و برای باز گشت به روستا مسیر طولانی را طی می کند طبق تصویر زیر مسیر حرکت نخل که حدود 3.5 کیلومتر است از مسیر های ناهموار ومرتفع می گذرد و پس از طی حدود 3430 متر نخل به محل اولیه آن باز گزدانده می شود


. افرادی که ابتدا کار آماده کردن نخل را برعهده داشتند به باز کردن پارچه ها و طناب ها و رد کردن آن به صاحبانش می پردازند . مردم نیز همگی در مسجد تجمع می کنند و یکی از روحانیون محل تک تک افرادی که طی سال گذشته مرحوم شده اند را نام برده و برای هر کدام فاتحه می خوانند . (البته قبلاً رسم بر این بود که هیات در حالی که به سینه زنی و نوحه خوانی مشغول بود به خانه های افرادی که طی سال گذشته در گذشته اند می رفت و ضمن نوحه خوانی به فاتحه خوانی در منازل آنان می پرداختند )

 

آداب مسجد

  • ۳۲

آداب مسجد

1 - رفتن به مسجد با حالت وقار و آرامش .
2 - در وقت بیرون رفتن از خانه به قصد مسجد بگوید: بسم اللّه الذى خلقنى فهو یهدین والذى هو یطعمنى و یسقین و اذا مرضت فهو یشفین والذى یمیتنى ثم یحیین والذى اءطمع اءن یغفرلى خطیئتى یوم الدین رب هب لى حکما و اءلحقنى بالصالحین واجعل لى لسان صدق فى الاخرین واجعلنى من ورثة جنة النعیم واغفر لاءبى به نام خدایى که مرا آفرید، پس ‍ مرا راهنمایى کرد و به من خوراک داد و به من آب نوشاند و چون بیمار شدم ، شفایم بخشید؛ آن که مرا بمیراند و سپس زنده ام کند و آن که طمع دارم تا گناهانم را در روز جزا بیامرزد. پروردگارا! مقامى به من ببخش و مرا به نیکان برسان و براى من زبان راستگویى در پسینیان مقرر کن ! مرا از وارثان بهشت پر از نعمت قرار بده و پدرم را بیامرز!.
3 - هنگام داخل شدن در مسجد ته کفش و چیزهایى که همراه دارد، مثل عصا و... را نگاه کند تا نجاستى به آن نباشد.
4 - هنگام داخل شدن در مسجد، اول پاى راست را بگذارد.
5 - هنگام داخل شدن در مسجد بگوید: بسم اللّه و بالله و من اللّه و الى اللّه و خیر الاءسماء کلها لله توکلت على اللّه و لا حول و لا قوة الا بالله اللهم صل على محمد و آل محمد وافتح لى اءبواب رحمتک و توبتک و اءغلق عنى اءبواب معصیتک واجعلنى من زوارک و عمار مساجدک و ممن یناجیک فى اللیل و النهار و من الذین هم فى صلواتهم خاشعون و ادحرعنى الشیطان الرجیم و جنود ابلیس اءجمعین به نام خدا، به ذات خدا، از خدا و به سوى خدا و بهترین نام ها همه از آن خداست . توکل مى کنم بر خدا جنبش و نیرویى نیست ، مگر به وسیله خدا. خدایا! بر محمد و آل محمد رحمت بفرست و درهاى رحمت و توبه ات را بر من بگشا و درهاى گناه را بر من ببند و مرا از زائرانت و آبادکنندگان مسجدهایت و از کسانى که تو را در شب و روز راز مى گویند و از کسانى که در نمازشان خاشع اند، قرار بده و از من شیطان رجیم و لشکر ابلیس را جمیعا بران !.
6 - قبل از نشستن در مسجد، نماز تحیت (که حداقل دو رکعت است ) بخواند؛ به قصد تحیت و احترام مسجد. البته اگر نماز واجب یا مستحب دیگرى هم خوانده شود کافى است ؛ حتى اگر چند دفعه هم داخل مسجد شود، مستحب است که در هر دفعه نماز تحیت بخواند، اگر چه فاصله دفعات با یکدیگر خیلى کم باشد.
7 - مستحب است کسى که به مسجد مى رود لباس پاکیزه و قیمتى بپوشد و خود را خوش بو نماید.
8 - موقع بیرون آمدن از مسجد، اول پاى چپ را بیرون بگذارد.
9 - بهتر است نمازگزار از همه زودتر وارد مسجد شود و دیرتر از همه خارج شود.
10 - تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن .
11 - مستحب است که زن در خانه اش نماز بخواند و فضیلتش بیشتر از نماز در مسجد است ، مگر این که خود را کاملا از نامحرم حفظ کند که در این صورت بهتر است در مسجد نماز بخواند.
12 - ساختن مسجد و تعمیر مسجدى که رو به خرابى باشد، مستحب است .
13 - مستحب است که مسجد را بى سقف بسازند یا لااقل قسمتى از آن را بى سقف بسازند.
14 - مستحب است که وضوخانه و مستراح در بیرون مسجد باشد.
15 - ساختن مناره براى اذان گفتن مستحب است . (البته در کنار دیوار مسجد و متصل به آن ، نه در وسط مسجد).
16 - مستحب است که مناره بلندتر از دیوار مسجد (پشت بام مسجد) ساخته نشود، بلکه مساوى با آن باشد.
17 - زیاد به مسجد رفتن و رفتن به مسجدى که نمازگزار ندارد، مستحب است .
18 - غذا نخوردن ، مشورت نکردن ، همسایه نشدن ، زن نگرفتن و زن ندادن به کسى که در مسجد حاضر نمى شود از مستحبات مى باشد.

مکروهات مربوط به مسجد :
1 - عبور از مسجد به عنوان محل عبور، بدون آن که در آنجا نماز بخواند.
2 - انداختن آب بینى و دهان در مسجد.
3 - بالا بردن مناره ها بالاتر از پشت بام مسجد.
4 - خوابیدن در مسجد، مگر در حال ناچارى .
5 - فریاد زدن در مسجد و صدا را بلند کردن ، مگر براى اذان .
6 - خرید و فروش در مسجد.
7 - خواندن شعرى که نصیحت و مانند آن نباشد و سخن گفتن از امور دنیا در مسجد.
8 - طلب کردن گمشده اى در مسجد.
9 - رفتن به مسجد براى کسى که پیاز، سیر و مانند اینها را خورده است و بوى دهانش مردم را اذیت مى کند.
10 - راه دادن بچه (بچه غیر ممیز و بچه اى که اطمینان به طهارت او نیست ) و راه دادن دیوانه هم به مسجد مکروه است .
11 - نقاشى چیزهایى که روح ندارد، مثل گل و بوته در مسجد.
12 - کراهت دارد موقعى که امام جماعت مشغول به نماز واجب است و یا نماز جماعت در حال اقامه یا در شرف اقامه است ، نماز تحیت خوانده شود.
13 - بلند ساختن دیوار مساجد، بلندتر از معمول و عرف ، مکروه است .
14 - کشتن شپش در مسجد مکروه است و اگر آن را بکشد، باید با ریختن خاک آن را دفن کند.
15 - ساختن تیر و تراشیدن آن در مسجد مکروه است .
16 - اگر همسایه مسجد عذرى نداشته باشد، مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند.
17 - قضاوت کردن در مسجد کراهت دارد. زیرا ممکن است قاضى خطا کند؛ در حالى که مسجد مکان شریفى است که سزاوار است در آن خطا واقع نشود. اما این که حضرت على (علیه السلام ) در مسجد کوفه محلى براى قضاوت داشتند به خاطر آن است که ایشان معصوم بودند و خطایى از او سر نمى زد. البته شاید هم بتوان گفت که قضاوتى مکروه است که با کشمکش ، سر و صدا، فحش و ناسزا همراه باشد یا قضاوتى مکروه است که دائمى باشد و یا قضاوتى که قاضى فقط به جهت آن به مسجد بیاید.
18 - تعطیل کردن مساجد مکروه است .

آداب معنوی 2000 عمل مستحب و مکروه- روح الله ولى ابرقوئى